یاداشت کتاب‌باز بر «پایان یک مرد»

می توانی چشم هایت را ببندی و فراموش کنی کجایی و داستان را یک ضرب بخوانی و از فراز و فرودش لذت ببری. اما اگر فراموش نکنی کجایی، کمی از فضای سیاسی کشور به خصوص در سال های بعد از جنگ اطلاع داشته باشی و کودکیت را در دفتر مجله ها در از آغاز دهه 70 و روزنامه ها در آغاز دهه 80 جا گذاشته باشی، از دست داستان و داستان نویس حرص می خوری.

«پایان یک مرد» آغاز داستان نویسی نویسنده برای بزرگسالان است؛ یعنی کسانی که قاعدتا 18 سال به بالا سن دارند. تعداد زیادی از این مخاطبان احتمالا خاطره ای کمرنگ از زمانه داستان دارند. اینان با خواندن داستان، خاطراتشان کم کم رنگ می گیرد و از زنده شدن خاطره ها و یادهای تلخ و شیرین دوران نوجوانی و جوانی لذت می برند. اما آنان که آن روزها را خوب به یاد دارند، برایشان سئوال می شود که ربط پایان جنگ و در پیش بودن انتخابات مجلس چهارم چست، در حالی که از پایان جنگ تا انتخابات مجلس چهارم، 4سال فاصله بود؟ یا چرا نویسنده چنین تصویر مضحکی از آن دوران ارائه می کند: «انتخابات مجلس چهارم در پیش بود و گروه های سیاسی درگیر انتخابات و تبلیغات بودند. مردم کوچه و بازار سر در نمی آورند که کی، چه می گوید. راست سنتی، جامعه روحانیت مبارز، مجاهدین انقلاب اسلامی، راست مدرن، چپ سنتی، میانه روها، تکنوکرات ها، تحکیم وحدتی ها، دانشجویان پیرو خط امام، چپ جدید، انصار حزب الله، چپ اسلامی، لیبرال، راست افراطی، رسالتی ها.» در حالی که همه این تعابیر در انتخابات مجلس پنجم و بعد انتخابات ریاست جمهوری هفتم مطرح بود و نه در انتخابات مجلس چهارم.

سئوال اساسی تر اینکه فضای آن روزها (هم در جامعه و هم در خانواده)، چقدر اجازه می داد که دختری به عنوان دبیر سرویس وارد یک روزنامه (قاعدتا منتقد) بشود و چنان آزاد باشد که بتواند برای خودش «خلوتکده» درست کند و با معشوقش، به آن بخزد؟ طوری که کم­ کم همه همکارانش متوجه شوند و...

و اساسی تر از همه این ها، اینکه مگر قرار نبوده ما داستان پایان یک مرد را بخوانیم؟ چرا دخترش، «فرانک» می شود شخصیت برجسته و محمل اصلی پیشروی داستان؟ اگر فرانک را از داستان بگیریم، چه می ماند از آن «مرد»ی که قرار بوده تمام شود؟ یا اصلا همین دختر، عصاره آن مرد است و «فرجام»ش، فرجام او؟

باز هم می توان سئوال کرد که چرا آدم های روزنامه منتقدی که مدیرش را دستگیر و بازجویی می کنند، تا این حد خاله زنک و نامرد و حریص اند؟ یا پرسید بود و نبود شخصیت هایی مانند پروانه و فرنگیس چه تفاوتی در سرنوشت داستان ایجاد می کرد؟

بی انصافی است اما اگر از ایده درخشان «بهروز» یاد نشود. ایده ای که البته کامل متولد نمی شود و مانند یک داستان کوتاه فرعی جذاب، وسط داستان اصلی خودنمایی می کند و فقط با چسب نام های مشترک به کل روایت، ربط پیدا می کند.

در مجموع می توان گفت «پایان یک مرد» رمان خوبی می شد، اگر اصرار نداشت در بستر یک محمل عینی عمدتا سیاسی جلو برود. اما این اصرار باعث شده که ما با داستانی مواجه باشیم که سیاسی نیست (و ظاهرا چنین ادعایی هم ندارد) و در عین حال، فضای غیرسیاسی هم ندارد یا آن قدر کوچک است که به چشم نمی آید. یعنی داستان نمی تواند نسبت درستی بین فضای سیاسی و چارچوب زندگی آدم هایش تعریف کند و آدم های داستان فقط در فضای سیاسی (آن هم نادرست) تعریف می شوند و خارج از آن هویتی ندارند. 

اطلاعات کتاب: از محصولات امسال نشر مرکز است که در تابستان گذشته، چندبار صدر فهرست پرفروش های ادبیات داستانی فارسی را از آن خود کرد. به معمول چند سال اخیر، طراحی جلد رمان را استاد ابراهیم حقیقی انجام داده که باید آن را از نقاط قوت کتاب دانست.

نویسنده: فریبا کلهر

ناشر: مرکز

قطع: رقعی

شابک: 6-027-213-964-978

قیمت: 218 صفحه، 4900 تومان

نوشته علی نیلی

/ 0 نظر / 18 بازدید