این چند نفر...

یک سال و نیم پیش رمانی را برای بررسی به کانون پرورش کودکان و نوجوانان دادم . یک رمان مذهبی برای نوجوانان. این رمان در باره ی ماجرای غدیر خم است و برای نوشتن آن از تخیل و اسطوره استفاده کرده ام . امروز شنیدم که این رمان رد شده است . آقای شاه آبادی تلفنی گفت که اعضای جلسه در باره ی زیبایی و قوت و کشش و ...هیچ بحثی نداشته اند اما می ترسند این کتاب چراغ سبزی باشد برای نویسندگانی که نمی توانند به این قوت بنویسند و حرف شان این باشد که کانون که این جور کتاب ها را چاپ می کند چرا کتاب ما را چاپ نمی کند!

شما جای من باشید بعد از یک سال و نیم انتظار از شنیدن این حرف ها بغض نمی کنید ؟

مهم نیست . بغض من هم روی بغض همه ی نویسندگانی که سال هاست تصمیم گیری این چند نفر را در کانون تحمل کرده اند!

/ 6 نظر / 9 بازدید
حمیدرضا , نسرین

سلام .......... متاسف شدم که چرا حداقل دنبال دلیل بهتری نگشتن ........ موفق و پیروز باشی

زهرا نوروزی

من هم برای یکی از کارهایم همین قدر صبر کرده بودم

عباسعلي سپاهي يونسي

سلام. پس انتظار منی که شاگرد شما حساب می شوم و فکر می کنم باید کارم در کانون تایید شود و نمی شود خیلی بچه گانه است.

شادیبا

[گریه] من هم بودم بغض می کردم نه اصلا زار زار گریه می کردم