داستان آدم‌های پا درهوا

روزنامه اعتماد: «شروع یک زن» رمانی است از فریبا کلهر، نویسنده 50 ساله. این کتاب در سال 1390 و توسط نشر ققنوس، در 167 صفحه و به قیمت 3500 تومان چاپ شده است.
پروین شایسته، سال 65 دانشجوی دانشگاه تربیت معلم بوده. سال 1379 پروین با مردی به نام بهمن، که یکی از دوستانش به او معرفی می‌کند، آشنا می‌شود. بهمن ساکن کانادا است و در کار فروش صنایع دستی ایرانی است. پروین و بهمن با هم ازدواج می‌کنند و به کانادا می‌روند. پنج سال بعد، یعنی سال 84، پروین به ایران برمی‌گردد؛ بدون بهمن و این بار با دخترش سارینا. پروین در این بازگشت دوستان قدیمی را می‌بیند و بعضی روابطش زنده می‌شوند. زندگی پروین و بهمن به هم ریخته و حس می‌کنند با هم مشکل دارند. پروین دو به شک این است که طلاق در موقعیت آنها کار درستی است یا نه. مواجهه او با دوستان دیگری که هر کدام به نحوی درگیر هستند و زندگی‌شان، خصوصا زندگی زناشویی‌شان، بالا و پایین زیادی دارد روی ذهنیت و تصمیم‌گیری پروین تاثیر می‌گذارد. حضور بهرام، که شاید بشود گفت عشق دوران جوانی پروین بوده و باز دیدن او، عقل و احساس پروین را بیشتر از پیش درگیر می‌کند و به مسائلش ابعاد تازه می‌دهد. «شروع یک زن» داستان پروین است که از زبان خود او و در هجده فصل نقل می‌شود. پروین در روایت اول شخص و ماضی‌اش از ماجراهای دو سفرش به ایران، چندین روایت موازی را با هم پی می‌گیرد و اتفاقات و ماجراهای مربوط را هر جا که لازم بداند، بدون مقید کردن خودش به توالی و ترتیب زمانی یا پیوستگی مکانی، نقل می‌کند. او البته زیاد به گذشته دور برنمی‌گردد و اغلب ماجراهایی که پیش می‌کشد مربوط به دو سه سال اخیر هستند. او در این بین درگیر تجمع و دستگیری یک گروه فمینیست می‌شود، از زندگی‌اش در تورنتو و وضع و حالش در آنجا و از عروسی دوست قدیمی‌اش در برج محل زندگی خودشان می‌گوید، تجربیاتی از لحظات شخصی‌اش با شوهرش را مرور می‌کند، به سخنرانی‌های مذهبی و عرفانی می‌رود و گاهی حس می‌کند اتفاقاتی غیرعادی‌‌ برایش می‌افتد و با آدم‌های زیادی از گذشته و حالش روبه‌رو می‌شود و با آنها وقت می‌گذراند. همه اینها باعث شده که رمان، با وجود خط روایی اصلی به نسبت ساده و صریحش، حجم زیادی بگیرد و شاخه‌های متعدد وقایع هم شخصیت‌ها را زنده کنند و هم ذهن خواننده را درگیر. این دومین رمان خانم کلهر است که امسال چاپ می‌شود. تاریخ پایان نگارش این کتاب مهر ماه 87 بوده است. «شروع یک زن» با فاصله‌‌یی چند هفته‌‌یی بعد از «پایان یک مرد» چاپ و توزیع شده است. درباره آن کتاب، که ناشرش انتشارات مرکز است، همان چند هفته پیش در همین ستون خواندید. در آن رمان هم شخصیت اصلی یک زن بود، این بار به نام فرانک فرجام، و داستان زندگی‌اش از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شد. همانطور که از عنوان دو رمان هم می‌توان انتظار داشت، نزدیکی‌هایی بین این دو کتاب وجود دارد. جدا از مفهومی که اسم این دو را القا می‌کنند، هم به لحاظ ساخت و ویژگی‌های کاراکترهای داستان‌ها و شخصیت‌پردازی آنها و هم در مقیاسی بزرگ‌تر در ساخت دو رمان و شیوه انباشته شدن تدریجی خرده‌روایت‌ها و شخصیت‌های فرعی، همزمان با حرکت به سمت پایان کتاب، شباهت‌هایی بین دو رمان وجود دارند. جدا از این، دو کتاب اشکالات مشابهی هم دارند. اینجا هم دیالوگ‌ها گاه مصنوعی هستند و تعدد آدم‌های فرعی در کنار حسن‌هایی که داشته، به دلیل رها شدن این همه شخصیت و بازنپرداختن به آنها، باعث شده تعدادی آدم پا در هوا در پایان داستان رها شوند و همان بی‌دقتی‌های نگارشی مشترک نویسنده و ناشر، متاسفانه، اینجا هم کم‌تعداد نیستند. صرفا یک نمونه از صفحه دوازده کتاب را نقل می‌کنم. بهرام در یک دیالوگ، موقع جویدن کاهوهای غذایی که سفارش داده، می‌گوید: «این رستوران‌های ایرانی تنها چیزی که از تاکو فهمیدند کاهوی فراوان است. احساس یک بزغاله را دارم.» لحن جمله نه گفتاری است و نه نوشتاری، نه صمیمی و نه رسمی و نه چیزی بین اینها. از هر کدام ذره‌‌یی در خود دارد. کلمات در شکل کامل‌شان نوشته شده‌اند، ولی این وسط ضمیر فعل «فهمیدند» شکسته و به این شکل نوشته شده است. از آن بدتر اینکه موج همه‌گیر حذف ماضی نقلی به اینجا هم سرایت کرده است. فعل حتی «فهمیدند» هم نیست، «فهمیده‌اند» است، و حتی در ضبط گفتاری‌اش هم، به دلیل تفاوتی که در تکیه‌گذاری بین ماضی ساده و نقلی هست، به همین شکل نوشته می‌شود. جمله آخر هم به نظر من جمله خوشخوان و روانی نیست. خواندن «پایان یک مرد» را توصیه کرده بودم. «شروع یک زن» را هم توصیه می‌کنم. لزوما کتاب خوبی به نظرم نمی‌آید و فکر می‌کنم باید بی‌انتظار سراغ خواندنش بروید، ولی اولا ویژگی‌هایی دارد که به هر حال خوشایند هستند و هرچند همه کامل و کافی استفاده نشده‌اند، خبر از آگاهی نویسنده از ابزارش می‌دهند، و ثانیا هم اینکه بین این همه دفترچه‌های داستان کوتاه که تازگی چاپ شده‌اند خواندن معدود رمان‌هایی که بیرون می‌آیند خالی از لطف نیست.

/ 1 نظر / 5 بازدید