یک توپ بی طرف

کفش کتانی به توپ فوتبال گفت: پررو شده ای! باز هم دلت

لگد می خواهد؟

توپ فوتبال خودش را به تیر دروازه کوبید و گفت: چه کار کنم؟

چند روزی است که بد جوری دلم می خواهد گل بزنم!

کفش کتانی گفت: چی؟ توی دروازه ی خودی؟

توپ گفت: برای من خودی و غیر خودی معنی نداره. من یک توپ

بی طرفم!

کفش کتانی عصبانی شد ومحکم توی کمر توپ کوبید . توپ توی

دروازه ی خودی رفت. توپ از درد فریاد کشید ولی ته دلش

 خوش حال بود که به آرزویش رسیده و گل شده. کفش کتانی چی؟

از خجالت نمی دانست کجا خودش را قایم کند!

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
علیــرضا سمر

جالــــب بید [نیشخند] تبریــک به این همه قدرت جانبخشی و حس آمیزی [دست][نیشخند][گل]

آذین

فريبا كلهر عزيز سروش نوجوان و هوشمندان سياره اوراك، فريبا كلهر نوجواني‌هاي خوب من، چه خوب كه اينجا هستيد!

مریم

منم همون حرفهای آذین!

زهرا نوروزی

سلامممم. من وقتی لینک شما رو تو فهرست آقای یونسی و خانوم خیامی دیدم با خوشحالی کلیک کردم اما جالبه که برام این پیام اومد که دسترسی به این سایت مجاز نمی باشد . [تعجب] حالا با فیلتر شکن اومدم و خیلی خوشحالم که تونستم نوشته هاتون رو بخونم . [گل]

شادیبا

سلام. مثل همیشه جالب است