دختره: چقدر پژمرده ای امروز!

پسره: بغض دیشب توی گلوم مونده نترکیده! یک سالی بود که بغض

نکرده بودم. به خاطر شکست آلمان!

دختره: یکی بزنم پشتت بغضت بترکه؟

پسره: نه، اون شیرینی رو بده بخورم شاید بغضم ترکید!