دو تا از افراد تحریریه ی سروش هفتگی یک دختر و پسر جوان هستند که دائم با هم کل کل می کنن! امروز هر دو مصاحبه ی شریفی نیا با رشید پور را در مجله ی رویش خوانده اند. دختره می گه: رشید پور اصلا نمی تونه مصاحبه کنه!
پسره می گه : این اعتماد به نفس کاذب تو کار دستت می ده!
دختره می گه: این همه آدم رو آورد توی شب شیشه ای ازشون چی پرسید. شریفی نیا رو آورد تا بعدا توی مجله اش باهاش مصاحبه کنه!
پسره می گه: تو به جای مغر توی سرت آجره!
دختره می گه : آجر که بهتره! می شه زد توی سر کسی . اما مغز چی؟
پسره می گه : سوالای رشید پور همه اش چالشیه. من اگه جای شریفی نیا بودم دیگه با رشید پور مصاحبه نمی کردم . بهش می گه تو تیم داری ...تو باعث شدی کارگردان یه فیلم عوض بشه...
دختره تا میاد جواب بده یکی از خانمای تحریریه هیجانزده وارد می شه و می گه: این بابا( سردبیر) آخر کرکر خنده ست! حتی بلد نیست ژانر را درست تلفظ کنه!میگه هر روز چهل تا مطلب باید بذارید روی میز من...انگار بشقاب می خواد بچینه!