قصه قابلمه شکمویی که مزد زحماتش را می خواست:

خانم خانه پنج تا کوفته درست کرد و توی قابلمه گذاشت تا آرام آرام بپزد. اما وقتی رفت و برگشت اثری از کوفته ها نبود!

قابلمه دور دهانش را لیسید و گفت: آخی... چقدر خوشمزه بود.زحمت واقعی را من کشیدم که گرمای اجاق را تحمل کردم تا کوفته ها پخته شد!!!