روزی سوسماری که همیشه نقشه شکار شاپرکی را می کشید  به او نزدیک شد.نزدیک و نزدیک تر  . و دهانش را به موقع باز کرد و ... بست!

لحظه بعد شاپرک نبود.

سوسمار باز هم نقشه شکار شاپرک را می کشید.اما نفهمید چرا دیگر شاپرک همان جای همیشگی نمی نشیند!!!!