برف روی گربه سفید پشمالو بارید.گربه از سرما لرزید.

برف روی گربه ببری پشمالو بارید.گربه از سرما لرزید.

برف روی گربه سیاه پشمالو بارید.گربه از سرما لرزید.

روزی گربه ها دور هم جمع شدند و گفتند:چرا همیشه برف روی ما ببارد؟! یک بار

هم ما روی برف بباریم!

آن روز گربه ها از آسمان باریدند ...باریدند...و باریدند.

برف که زیر گربه های پشمالو پنهان شده بود گفت:آخی ...چه گربه های گرم و

نرمی!

و آن شب برای اولین بار برف خواب راحتی کرد و تا صبح از سرما نلرزید!