حمید رضا اکبری شروه: فریبا کلهر را همه می‎شناسند چهره‎ای  که ما او را به‎عنوان نویسنده ادبیات کودکان می‎شناسیم، اما اکنون برای بزرگسالان رمانی نوشته است که وجهی دیگر از فعالیت او در عرصه داستان نویسی را به نمایش گذاشته است.

«پایان یک مرد» در یک جریان چند بخشی سیر می‎کند و دارای زمان خطی گسسته است که رویداد‎ها یکی پس از دیگری روایت می‎شوند و شخصیت پردازی‎ها نیز در همین بستر رخ می‎دهند.

واژگان و متن در این نوشتار می‎توانند گاهی دلبخواه معنا شوند، زیرا دارای بست‎‎هایی هستند که درون یک شبکه زبانی، بگونه‎ای پیش می‎روند که در تماس با جهان بیرون، راهی متفاوت برای خود پیدا می‎کنند. حرکت آنان پایان نا پذیر بوده و در کل فراتر از این واژگانی هستند که در نظر ما می‎آیند و می‎روند. واژه گانی که از معنا فراتر رفته و متن را در تعلیق نگاه می‎دارند و ساختاری برای متن برای ما تعریف می‎کنند.نگاه دوم من در مورد جایگاه توصیف در این رمان می‎باشد که به خواننده این امکان را می‎دهد که در جریان پدیده‎‎های بیرونی و درونی روایت قرار بگیرد و بعد و فضای کافی برای رمان به‎وجود بیا ورد و موجب تأخر هم داستانی گردد. به‎عنوان مثال فرانک در جایی از رمان در ذهن با دیدن تیتر خبر‎‎های روشن روزنامه‎ها با خودش مرور می‎کند :

امابا کابوس شب هایش چه باید کرد تا ریکی و خواب که همین که رویش می‎افتادند صدایی می‎آمد و تهدیدش می‎کرد… منت می‎گذاشت آزادیش صدقه سر اوست و اگر خطا کند….. انکار کند….. ص – ۱۷۴

لازم به ذکر می‎باشد اغلب تاخیر‎‎های داستانی این رمان جنبه بیرونی و درونی دارند و شاید به زمانی پیش از آغاز متن بر گرددند و شامل تکرار رویداد‎هایی می‎شوند که پیش‎تر در جایگاه زمانی مناسب خو د روایت شده‎اند و همین موضوع سبب پر شدن شکاف‎های داستانی شده است.

مطلب دیگر که هرچند لطمه‎ای به داستان نمی‎زند، اما باید از آن نیز یاد شود موضوع شعار زد گی و بیان برخی مطالب سیاسی از دهان شخصیت‎‎های این رمان هستیم که بنده نیازی به بیان این جملات نمی‎بینم که در قالب دیالوگ دیده می‎شوند و نویسنده می‎توانست با اوردن کد‎‎هایی و یا اشارات زود گذر از این جملات حذر می‎کرد. منظور پاراگراف‎هایی از صفحه ۱۰۸ و دیالو گ‎های قیصری و منولو گ‎های خبر نگار سیا سی و….. هستند.

خبرنگار سیاسی گفت : عرب‎ها کلی با این طرح مخالفت کرده‎اند. حماس، مجلس اردن، عراق، سوریه  و ...

موضوع دیگری که در این رمان قابل کشف است، در واقع گم شده‎ای است که هر کدام از شخصیت‎‎های رمان دارند برای پیدا کردنش تقلا می‎کنند. و از طرف دیگر مرد‎‎های این رمان همه به انت‎ها می‎رسند ودر واقع این زن‎ها می‎باشند که ادامه پیدا می‎کنند. مسافرت رفتن فرانک برای یافتن بهروز نوعی ادامه پیدا کردن است.

-          برویم بهروز را در زادگاهش پیدا کنیم. راهی سفر می‎شوند. می‎توان گفت که عبدالحسین خان با ازدواج خودش به انت‎ها می‎رسد و همچنین آقای روشن با زندان رفتن و بهروز با مرگ خود و… …

-          از شهر‎‎های سر راه گذشت و درست در آستانه بیرجند پیکان قهوه‎ای‎اش با کامیونی تصادف کرد و جایی رفت که سالها پیش مادرش رفته بود و دو ماه پیش هم پدرش. ص -۸۰

موضوع دیگر که در این رمان به چشم می‎خورد نوعی هنجار شکنی است. واز آن‎جا شروع می‎شود که مهران از فرانک می‎خواهد صیغه او شود. فرانکی که دختر است و طبق شرع بایستی اجازه از پدر داشته باشد و….. و اعتراضی به اوضاع موجود که در متن کتاب در صفحه ۵۹ در چند جمله کلیدی از دهان پروانه زده می‎شوند : بله منم مثل شریعتی عقیده دارم پس از مدتی نهضت‎ها و حرکت‎ها تبدیل به نهاد می‎شوند، نهضت که تا ابد نباید نهضت بماند، باید استقرار پیدا کند. نهضت دینی هم که استثنا ء نیست و…

از این سخنان گه بگذریم در آخر باید بگویم ما با رمانی روبه‎رو هستیم که شخصیتی فلسفی محور آن است، فرانک تحصیلات دانشگاهی فلسفی دارد که فریبا کلهر از نگاه او و چند شخصیت دیگر اجتماع و عقاید مردانه را به‎گونه‎ای زیرکانه به نقد کشیده است و با نگاه زنانه‎ای زنان را بگونه‎ای ادامه دار و مردان را تمام شده نوشته است.

به نقل از سایت ادبی مد و مه