فریبا کلهر نویسنده کودک و نوجوان از دهه شصت کار خود را در این حوزه شروع کرده است. او آثار فراوانی را در زمینه ادبیات کودک و نوجوان خلق کرده و به گفته خودش اگر آثارش را کنار هم بگذاریم گوناگونی آنها در موضوع و سبک به خوبی نمایان است. کلهر در این گفت‌وگو از رمان جدیدش «تب 64 درجه جادوگر خوشگله» و همچنین وضعیت ادبیات کودک در ایران امروز صحبت می‌کند.


وضعیت ادبیات کودک را امروزه چطور ارزیابی می‌کنید؟
ادبیات کودک چند بخش دارد، اگر گروه‌های سنی را در نظر بگیرید چند گروه سنی داریم که در هر کدام وضعیت متفاوت است مثلا در ادبیات نوجوان وضع‌مان خیلی بد است اما در رده سنی پایین‌تر وضعیت خوب است و در رده سنی پیش‌دبستانی وضعیت بهتر از بقیه رده‌های سنی است. بنابراین نمی‌توان یک حرف کلی زد که ادبیات کودک و نوجوان در وضع خوبی به سر می‌برد یا نه و باید این موضوع را دقیق‌تر و بر اساس گروه‌های سنی مختلف بررسی کنیم. در پیش‌دبستانی به این جهت وضعیت‌مان خوب است که تعداد نویسنده‌های این حوزه زیاد واغلب آنها توانمند هستند همچنین نیازهای خردسال برای نویسنده‌ها بیشتر شناخته شده است و این باعث می‌شود نویسندگان ما در این رده سنی خوب کار کنند. همچنین ناشران خوبی چه دولتی و چه غیر دولتی در این زمینه برای این گروه کار می‌کنند. گروه سنی دبستان هم خوب است چون یک سن تثبیت شده است و سختی‌های نوجوانان را ندارند اما در زمینه نوجوانان وضعیت ادبیات مان خوب نیست. نه رمان قابل توجهی داریم و نه از نظر علمی و نه از نظر تاریخی کتاب مفیدی داریم یعنی واقعا بچه‌های نوجوان سردرگم هستند به همین دلیل به کتاب‌های ترجمه روی می‌آورند، در واقع هیچ چاره‌ای ندارند جز کتاب‌های ترجمه تازه اگر ترجمه‌های خوب پیدا کنند. سن تین‌ایجری در ایران تعریف شده نیست و ما اگر بخواهیم به یک دختر 18 ساله کتاب بدهیم نمی‌دانیم چه کتابی را به او پیشنهاد کنیم و دختر ناچار به خواندن رمان‌های عامه‌پسند می‌شود و سراغ کتابی می‌رود که یک زن خانه‌دار آن را می‌خواند.


شما به کمبود آثار در ادبیات نوجوان و کیفیت پایین آنها اشاره کردید، رمان «تب 64 درجه جادوگر خوشگله» برای نوجوانان نوشته شده و فضای آن فانتزی است شما چقدر آن را به فضای فکری نوجوانان نزدیک می‌دانید؟
من در نوشتن سعی می‌کنم اول از همه سن مخاطب را در نظر نگیرم اغلب نویسنده‌های ما هم به این روش گرایش پیدا کردند که اول بنویسند و بعد ناشر، منتقد و مسئولین مربوط مخاطب کتاب را تعیین کند و بگوید این کتاب متعلق به چه گروه سنی است. وقتی رمان «تب 64 درجه جادوگر خوشگله» را می‌نوشتم اصلا به این موضوع که برای چه گروه سنی می‌نویسم فکر نمی‌کردم بعد از چاپ کتاب وقتی دیدم کتاب را برای نوجوانان تشخیص دادند راستش را بخواهید تعجب کردم. فضای کتاب همانطور که می‌دانید فانتزی است و دنیای فانتزی مختص گروه سنی خاصی نیست در حال‌حاضر آثار زیادی که شامل کتاب و فیلم می‌شود فضای فانتزی را روایت می‌کنند به همین دلیل من این فضا را برای این گروه سنی مناسب می‌بینم. موضوع کتاب هم موضوعی است که به نظرم فقط مختص یه گروه سنی خاص نیست.

نویسنده برای نوشتن یک اثر نیاز مخاطب را در نظر می‌گیرد، چه نیازی در جامعه و مخاطبان حس کردید که تصمیم گرفتید کتابی با چنین مضمونی بنویسید؟
به نظر من این‌طور نیست. یک نویسنده حرفه‌یی از روی غریزه شروع به نوشتن اثر می‌کند. اگر بخواهیم صد درصد به نیاز جامعه توجه کنیم این نوع نوشتن همان سفارشی نوشتن است. این نوع نوشتن خلاقیت نویسنده را از بین می‌برد و نویسنده همواره ذهنش درگیر نیازهای جامعه می‌شود و همین موضوع باعث می‌شود کارهای خوبی در ادبیات خلق نشود. البته من نمی‌گویم به این عامل توجهی نشود فقط می‌گویم این دلیل اصلی خلق یک اثر نیست و قبل از آن جوششی است که به واسطه طرح یک اثر در ذهن نویسنده اتفاق می‌افتد. من خودم به شخصه پروسه نوشتن «تب 64 درجه جادوگر خوشگله» را نمی‌دانم چرا که به صورت جوششی تا یک‌جاهایی خودش پیش رفت.

چه حسی شما را به نوشتن این رمان واداشت و در واقع طرح اصلی رمان چگونه شکل گرفت؟
یک چیزی در ذهنم بود با این مضمون که هر چیزی در این دنیا عاشق است و در واقع همه هستی عاشق هستند و من دلم می‌خواست این را به تصویر بکشیم. این زمینه اصلی رمان بود.

به نظر شما مفهوم عشق چقدر برای نوجوانان قابل درک است؟
به نظر من این مضمون به خوبی برای کودکان و نوجوانان قابل درک است و اگر به آن نپردازیم خلأ بزرگی برای بچه‌ها به وجود می‌آید.

آیا آثاری با این مضمون در ادبیات کودک و نوجوان ما وجود داشته؟
به نظر من این مشکل فقط محدود به ادبیات کودک و نوجوان نیست و در ادبیات بزرگسال هم با همین مشکل روبه‌رو بودیم. سال‌های سال مفهوم عشق در ادبیات بزرگسال غایب بود و اگر نویسنده‌ای از آن حرف می‌زد بسیار کمرنگ بود، به نظر من این مشکل ادبیات ماست بخصوص وقتی به ادبیات کودک و نوجوان می‌رسیم این حساسیت‌ها بیشتر می‌شود. وقتی آقای رحماندوست اشعار عاشقانه برای نوجوانان سرودند با تعجب عموم مواجه شدند و این شروع این قضیه بود اما این موضوع تعجب ندارد چرا که در ادبیات دنیا هم به این‌گونه است.

از مشکلات ادبیات کودک صحبت کنید.

به نظر من یکی دیگر از مشکلات ما فضای کاملا پسرانه یا کاملا دخترانه آثار ادبی کودک و نوجوان است و ما در هیچ اثری همراهی و مشارکت دختران و پسران را با هم نمی بینیم. به نظر من باید یک چیزهایی به کودکان و نوجوانان‌مان بیاموزیم و آن این است که اول به چشم یک انسان و فارغ از جنسیت به یکدیگر نگاه کنند اما این در ادبیات ما وجود ندارد. اگر این مفهوم برای کودکان و نوجوانان جا بیفتد روابط کاملا سالمی در مقاطع بالاتر اتفاق می‌افتد اما اگر فضا بسته باشد تنش‌ها و مشکلات خاصی به وجود می‌آید. من معتقدم ما خیلی ضرر کردیم که این موضوع را نادیده گرفتیم. در این مشکل به نظر من نویسنده‌ها هم مقصر هستند چون دید گسترده‌ای به امورات و مشکلات کودک و نوجوان نداشته‌اند.

این دید باز از کجا می‌آید و آیا تحصیلات آکادمیک در حوزه کودک ونوجوان تاثیری در به وجود آمدن این توانایی در نویسندگان دارد؟
مدرک خود من فوق لیسانس در رشته علوم تربیتی و لیسانس در ادبیات فارسی است و نویسنده هم هستم. به نظر خودم توانایی نوشتن هم دارم اما این‌ها به ظاهر کافی و ایده‌آل است اما کافی نیست، نویسنده شدن یک دیدگاه وسیع‌تر می‌خواهد بخصوص نویسنده کودک و نوجوان شدن. اینکه نویسنده بفهمد کودک امروز چه نیازهایی دارد، برای شاد کردنش چه چیزهایی لازم است که با توجه به اختلاف سنی نویسندگان امروز و کودکان تشخیص این نیاز سخت است. به روز بودن و با بچه‌ها پیش رفتن یکی از چیزهایی است که در موفقیت نویسندگان تاثیر به سزایی دارد.

به نظر شما ادبیات کودک نیاز به تغییر و تحول ندارد؟
بله، باید جذابیت کارها بالا برود، آثار به روز نوشته شوند، تصویرسازی، طرح روی جلد و حتی کاغذ کتاب‌ها هم نیاز به تغییر و تحول دارند. به نظر من بچه‌ می‌داند و می‌فهمد که ما می‌خواهیم به زور چیزی را به او بیاموزیم و او هم از همین یاد گرفتن فرار می‌کند. خود ما نویسنده‌ها وقتی باهم بحث می‌کنیم دغدغه اصلی‌مان همین موضوع و جذب کودکان به کتاب خواندن است. ما نویسندگان به دنبال کودکان می‌دویم و حتی به نفس‌نفس افتاده‌ایم در حالی که کودکان خیلی آرام به راه خودشان ادامه می‌دهند. به نظر من ما در ادبیات کودک به یک تحول بزرگ نیازمندیم تا کودکان‌مان به کتاب‌خواندن روی بیاورند.

 

روزنامه تهران امروز