• صفحه نخست
  • آرشیو
  • تماس
  • فید

ویکی‌پدیا

شروع یک زن»
شروع یک زن

پایان یک مرد»
پایان یک مرد

باغچه داستان
فرهاد جعفری
یوسف علیخانی
مهدی حجوانی
عباسعلی سپاهی
احمد بیگدلی
فاطمه سرمشقی
فرزام شیرزادی
علیرضا بهرامی
ساره دستاران
میثم نبی
کيان جوادي
علی رشوند
فاضل ترکمن

نوشته های تازه
  • اگر شانس بیاورم «شوهر عزیز من» به نمایشگاه کتاب می‌رسد
  • نقد فرحناز علیزاده / گلستانه شماره 116/دی 90
  • انتظار 7 ساله برای انتشار یک اثر
  • نگاه کاوه گوهرین به شروع یک زن/ روزنامه شرق
  • یاداشت کتاب‌باز بر «پایان یک مرد»
  • «شوهر عزیز من» در راه آمدن/ فریبا کلهر «عاشقانه» را می‌نویسد
  • پرفروش‌های داستان ایرانی
  • فقط ابی نیست که این روزها حال و هوای دیگری دارد!
  • نگاهی به شروع یک زن
  • ناگفته ها (6)
  • سومین جلد از سه گانه‌ی فریبا کلهر در انتظار صدور مجوز نشر
  • شیوه تازه کلهر در روایت قصه‌های عاشورایی برای کودکان
  • اما من دیوم،دیو
  • منتشر شد
  • درباره پایان یک مرد
  • ناگفته ها (5)
  • خسته نباشم!
  • بیان مضامین قرآن به زبان کودکانه را نباید ترجمه آن دانست
  • زنان داستان نویس
  • شروع یک زن (قطره ای از یک کتاب شماره 49 )
  • جدایی یک زن‌ از یک مرد
  • داستان آدم‌های پا درهوا
  • کتاب‌هایی که بیش‌تر می‌فروشند
  • کسی که مثل هیچ‌کس نیست...
  • فریبا کلهر:نویسندگان زن دید کاملی از جامعه ندارند
  • یادم باشد باز هم برای کودکان بنویسم
  • پرفروش‌ترین‌های پخش ققنوس
  • کتاب‌های پرفروش به روایت فرهیختگان آنلاین
  • نگاهی کوتاه به رمان « شروع یک زن» / فرحناز علیزاده
  • عکس یادگاری
کلمات کلیدی
  • پایان یک مرد (٢٥)
  • شروع یک زن (٢۱)
  • فریبا کلهر (۱۱)
  • نشر مرکز (۸)
  • پرفروش (٥)
  • شوهر عزیز من (۳)
  • بازگشت هُرداد (٢)
  • جادوگر خوشگله (٢)
  • هوشمندان سیاره اوراک (۱)
  • تب ۶۴ درجه‌ جادوگر خوشگله (۱)
  • پوپک مقبلی (۱)
  • نشر افق (۱)
  • قصه های آقا کوچولو (۱)
  • رمان نوجوان (۱)
  • عاشورا (۱)
  • عاشقانه (۱)
  • رمان (۱)
  • کودکان (۱)
  • کرگدن (۱)
آرشیو
  • عناوین مطالب
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • مهر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • بهمن ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • دی ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • مهر ۸٥
  • اردیبهشت ۸٤
دوستان
  • من گربه ام
  • کودکانه های ما دوتا
کدهای اضافی کاربر


کودکان ایرانی
اگر شانس بیاورم «شوهر عزیز من» به نمایشگاه کتاب می‌رسد

خبرگزاری پانا: فریبا کلهر از انتشار کتاب جدید خود با نام «شوهر عزیز من» خبر داد و گفت: اگر شانس بیاورم و کتاب به موقع مجوز بگیرد، در بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب عرضه خواهد شد.

فریبا کلهر نویسنده در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی پانا، درباره فعالیت‌های جدید خود گفت: پس از نگارش سه رمان «پایان یک مرد»، «شروع یک زن» و «شوهر عزیز من» که به نوعی سه گانه محسوب می‌شدند، نگارش رمانی عاشقانه را برای گروه بزرگسال آغاز کرده‌ام.
وی تاکید کرد: حوزه نویسندگی برای بزرگسالان، وادی جدیدی است که با آثار اخیرم آن را تجربه کرده‌ام.
کلهر درباره رمان جدید خود توضیح بیشتری داد و اظهار کرد: این سه رمان تم خاصی داشتند و به نوعی رمان اجتماعی و چند وجهی بودند. در واقع دفتر این فرم نوشتن برای من تمام شد و فصل جدیدی را با یک رمان صرفا عاشقانه شروع کردم.
وی ادامه داد: عشق مطرح شده در کار جدیدم، عشقی معمولی است که میان هر زن و مردی ممکن است شکل گیرد.
کلهر با بیان این که عشق و مسائل عاطفی تجربی هستند، ابراز کرد: نویسنده تا چیزی را تجربه و حس نکند و به قولی تا حسی زیر پوستش نرود، نمی‌تواند درباره آن بنویسد اما این طور هم نیست که تماما آن چیزی را بنویسد که تجربه کرده است. نوشتن از احساسات مثل یک الگوی لباس در دست خیاط است اما شکل نهایی بر عهده نویسنده است.
وی همچنین درباره زمان انتشار کار جدید خود گفت: اگر کتاب «شوهر عزیز من» به موقع مجوز بگیرد و منتشر شود، برای نمایشگاه کتاب بیست‌وپنجم عرضه خواهد شد. اما رمان جدیدم را در سال 91 و با کمی فاصله از زمان انتشار کارهای قبلی چاپ خواهم کرد.
فریبا کلهر فعالیت خود را از دهه شصت با حضور در مجله‌های رشد، در حیطه ادبیات داستانی کودک و نوجوان آغاز کرده و تالیفات زیادی نیز در این حیطه از خود برجای گذاشته ‌است. او حدود سیزده سال، از بدو تاسیس سروش کودکان تا سال‌های 1382 سمت سردبیری ماهنامه سروش کودکان را برعهده داشت.
کلهر در سال 90 با انتشار دو رمان «پایان یک مرد» و «شروع یک زن» فعالیت حرفه‌ای خود به عنوان یک رمان‌نویس بزرگسال آغاز کرد.
بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب اردیبهشت ماه سال 91 در تهران برگزار خواهد شد.

نویسنده: فریبا کلهر - ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ نظرات ()



نقد فرحناز علیزاده / گلستانه شماره 116/دی 90

وجدان اخلاقی انسانگرا یا قدرتگرا ؟

نگاهی کوتاه به رمان « شروع یک زن» نوشته فریبا کلهر

« اثر ادبی نه چندان با آنچه که می گوید بلکه با آنچه که نمی گوید به ایدئولوژی مربوط می شود (تری ایگلتون، 1383:ص61)

 با نام فریبا کلهر در ادبیات کودک و نوجوان از دیر باز آشنا هستیم. او فعالیت ادبی اش را از دهه شصت در مجله رشد و در حیطه ادبیات کودک و نوجوان شروع کرد و با چاپ رمان « پایان یک مرد» از سوی نشر مرکز در وادی  ادبیات بزرگسال قدم گذاشت. رمان دوم او که از سوی نشر ققنوس به بازار کتاب راه یافته است،«شروع یک زن» نام دارد.

«شروع یک زن»با ژانر واقع گرای مدرن به بحران روابط عاطفی،جنبش زنان،مشکلات و معضلات مهاجرت،اتفاقات روز سیاسی و حس نوستالژیک به دوران گذشته و از دست رفته، می پردازد.رمان با دیدگاه اول شخص و با روایت توالی زمانی در کل روایت( نه در جزء پردازی رخ دادها)از شخصیت هایی می گوید که هر یک به دنبال گم گشته ای سرگردان هستند. چه بهرام که در ظاهر به دنبال  وجدان اخلاقی انسان گرا در بین زنان است و به گفته ی راوی« فقط دنبال سرگرمی است و دلش برای کسی غنج نمی زند»(ص43) و اگر بتواند ناخنکی به کسی هم بزند،بدش نمی آید.چه پروین که در پی ایمیل ها و پیامک ها در پی حسی نوستالژیک و یافتن لحظات ناب گذشته  به سوی بهرام دوست دوران دانشجویی اش سرگردان رفت و برگشت بین ایران و کانادا است.

« تمام انگیزه ام از آمدن به ایران او (بهرام) بود.»(ص7)


ادامه مطلب ...
نویسنده: فریبا کلهر - ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ نظرات ()



انتظار 7 ساله برای انتشار یک اثر

فریبا کلهر می‌گوید: هفت سال است برای انتشار یکی از ترجمه‌هایش از سوی انتشارات سروش انتظار می‌کشد.

به گزارش خبرنگار مهر، «کلوچه گرد و قلمبه» عنوان اثری داستانی است که با ترجمه فریبا کلهرهفت سال پیش از این برای انتشار به سروش ارائه شده است، اما نویسنده هنوز از وضعیت انتشار آن اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.

کلهر درباره این کتاب به خبرنگار مهر گفت: «کلوچه گرد و قلمبه» مربوط به دوره‌ای است که من ترجمه آثار داستانی را نیز انجام می‌دادم. آثاری نیز در این باره منتشر شد؛ از جمله یک رمان نوجوانانه و چند کار کودک.

وی می‌افزاید: آنقدر انتشار این اثر با تاخیر همراه بوده است که من حتی نام نویسنده و داستان کتاب را الان فراموش کرده‌ام.

به گفته این نویسنده، این رمان نوجوانانه هفت سال قبل ترجمه و به منظور انتشار در اختیار موسسه انتشارات سروش قرار داده شده است، اما وی همچنان از وضعیت انتشار آن بی‌اطلاع است.

کلهر همچنین در پاسخ به سئوالی درباره اینکه چرا ترجمه را کنار گذاشته است، گفت: واقعیت موضوع به این برمی‌گردد که زمانی برای ترجمه ندارم و فرصت انجام آن برای من مهیا نیست. از طرف دیگر حس می‌کنم مترجمان بهتر از من زیاد هستند و بهتر است وقت خودم را صرف موضوعات دیگری از جمله نوشتن رمان‌های بزرگسال کنم.

نویسنده: فریبا کلهر - ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ نظرات ()



نگاه کاوه گوهرین به شروع یک زن/ روزنامه شرق

روزنامه شرق: یکی از ماندگارترین شعرهای ‏زنده‌یاد فروغ فرخزاد، شعر بلندی است به‌نام «کسی که مثل هیچ کس نیست». چاپ اول این شعر ماندگار و اثرگذار در «دفترهای زمانه» اتفاق افتاد و بعدها با اندک تغییراتی در مجموعه «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» منتشر شد. این شعر در واقع مونولوگ‌های دختربچه‌ای فقیر و جنوب‌شهری است که در انتظار منجی عادلی است که بیاید باغ ملی، سینمای فردین و حتی شربت سیاه‌سرفه را قسمت کند و سهم او را هم بدهد. او دروغ نمی‌گوید ولی پلک چشمش هی می‌پرد. با اشاره به این شعر درخشان می‌خواهم بگویم فریبا کلهر، پس از سال‌ها نوشتن و تجربه‌اندوزی در زمینه ادبیات کودک و نوجوان و پشت ‌سر نهادن تجربه شگفت ‏«پایان یک مرد» - که نخستین رمانش در حوزه‌ بزرگسالان بود‌ - این بار با انتشار «شروع یک زن» یکی از سهل و ممتنع‌ترین رمان‌های معاصر، خواننده و مخاطبش را غافلگیر می‌کند. در اثر فریبا کلهر، آرزوهای عدالت‌خواهانه دختر کوچک شعر فروغ در ذهن و ضمیر چندین زن که شخصیت‌های پدیدآورنده رمان هستند جاری است؛ زنانی که تحصیل کرده‌اند و اگر از میان طبقه فرودست جامعه هم برخاسته باشند اینک دارای شخصیتی اجتماعی هستند و علایق روشنفکری بسیار دارند. از این رو نویسنده در ترسیم حالات درونی‌‌شان، خواننده را به کدها و نشانی‌هایی ارجاع می‌دهد که در جامعه امروزین ما‍، با تحولات سیاسی و اجتماعی دهه ‌اخیر برای هر مخاطبی می‌تواند ملموس و قابل فهم باشد. تم اصلی رمان با استفاده از چنین عناصری به ظاهر تمایلات روشنفکرانه و عدالت‌خواهانه، نوعی فمینیسم وطنی را بازمی‌تابد اما با درنگ بر جزییات اثر و نحوه پردازش شخصیت‌ها و دیالوگ‌های جاری در رمان، به‌راحتی می‌توان دریافت نویسنده به‌هیچ‌وجه خواهان خلق اثری در حوزه ادبیات فمینیستی یا جلوه دادن زن به عنوان تافته جدابافته و قرار دادن او در برابر مرد نیست. این درک صحیح و نگاه روشن و خالی از تعصب نویسنده سبب شده رمان در تراش و برش کاراکترها اعم از زن و مرد با نگاهی دقیق، موجوداتی قابل باور را ترسیم و ارائه کند و همین وجوه ممیزه موجب شده است رمان فریبا کلهر تفاوت‌های چشمگیری با آثار مشابه منتشرشده پیش از خود داشته باشد.
رمان از زبان اول شخص و به نوعی با مونولوگ‌های پروین روایت می‌شود. زنی که با همسرش بهمن در کانادا زندگی می‌کند و حالا همراه دخترش به ایران آمده و به دنبال دوستان دوران دانشجویی‌اش است. مناسبات پروین در ایام اقامت در ایران، مصادف است با حرکت سیاسی و اجتماعی تشکل‌های زنان در میدان هفتم تیر تهران که منجر به درگیری آنها با ماموران می‌شود و عده‌ای از زنان شرکت‌کننده در این تظاهرات دستگیر می‌شوند.
نویسنده با بیان دقیق این ماجراها از زاویه دید راوی، بی‌آنکه به روایت رنگ و بویی ژورنالیستی بدهد، از مناسبات زنان و خواسته‌هایشان بهره می‌گیرد تا به ظرایف و دقایقی عمیق از روحیات شخصیت‌هایش دست یابد.
بیان حالات درونی راوی در بخش‌هایی که از فضا و مختصات جغرافیایی حول و حوش ایستگاه مترو تورنتو در فصل ششم سخن به میان می‌آید و نیز ترسیم چهره ایرانیان مهاجر، نوع کار، کسب و روحیات آنها در سرزمینی غریب بسیار دقیق و اثرگذار است. با اینکه رمان در ایران منتشر شده اما بی هیچ تردیدی جلوه‌های قابل تأملی از ادبیات مهاجرت را نیز در خود دارد. نگاه عادلانه و بی‌طرفانه نویسنده از زاویه دید پروین به رابطه‌ زناشویی‌اش با بهمن و نیز ارتباطش با مردان دیگری همچون بهرام که با ملقب کردن او به «ابلوموف» روحیات او را بازتاب می‌دهد یا ارتباط با محمود، شوهرخواهرش بسیار دقیق از کار درآمده‌اند. چنانکه تصویری از یک همسر شهید (فیروزه) به دست داده شده یا ترسیم حالات فروزان، زن مهاجری که در تورنتو خواب امام زمان را می‌بیند با توصیفات دقیق و نثری روان و بی هیچ تظاهر به پیچیده‌نویسی، اثر را که دارای ساختار و تکنیکی فکرشده و روشمند است به رمانی سهل و ممتنع و خوشخوان بدل می‌کند که اینها همه نشان از توانایی فکری نویسنده در شیوه بیان ماجراها و تبیین شخصیت‌ها دارد. آنان که با رنج نوشتن و خلاقیت ادبی آشنا هستند به نیکی واقفند پدیدآوردن یک اثر داستانی و به سامان آوردن شخصیت‌ها و کاویدن ذهن و درونیات آنها در فضای رمان چه رنجی را می‌طلبد. وظیفه‌‌ای به غایت دشوار که فریبا کلهر به‌گونه‌ای روشن و صریح از عهده آن بر آمده است، چرا که او خود را سروده است...

نویسنده: فریبا کلهر - ۱۳٩٠/۱٠/٥ نظرات ()



یاداشت کتاب‌باز بر «پایان یک مرد»

می توانی چشم هایت را ببندی و فراموش کنی کجایی و داستان را یک ضرب بخوانی و از فراز و فرودش لذت ببری. اما اگر فراموش نکنی کجایی، کمی از فضای سیاسی کشور به خصوص در سال های بعد از جنگ اطلاع داشته باشی و کودکیت را در دفتر مجله ها در از آغاز دهه 70 و روزنامه ها در آغاز دهه 80 جا گذاشته باشی، از دست داستان و داستان نویس حرص می خوری.

«پایان یک مرد» آغاز داستان نویسی نویسنده برای بزرگسالان است؛ یعنی کسانی که قاعدتا 18 سال به بالا سن دارند. تعداد زیادی از این مخاطبان احتمالا خاطره ای کمرنگ از زمانه داستان دارند. اینان با خواندن داستان، خاطراتشان کم کم رنگ می گیرد و از زنده شدن خاطره ها و یادهای تلخ و شیرین دوران نوجوانی و جوانی لذت می برند. اما آنان که آن روزها را خوب به یاد دارند، برایشان سئوال می شود که ربط پایان جنگ و در پیش بودن انتخابات مجلس چهارم چست، در حالی که از پایان جنگ تا انتخابات مجلس چهارم، 4سال فاصله بود؟ یا چرا نویسنده چنین تصویر مضحکی از آن دوران ارائه می کند: «انتخابات مجلس چهارم در پیش بود و گروه های سیاسی درگیر انتخابات و تبلیغات بودند. مردم کوچه و بازار سر در نمی آورند که کی، چه می گوید. راست سنتی، جامعه روحانیت مبارز، مجاهدین انقلاب اسلامی، راست مدرن، چپ سنتی، میانه روها، تکنوکرات ها، تحکیم وحدتی ها، دانشجویان پیرو خط امام، چپ جدید، انصار حزب الله، چپ اسلامی، لیبرال، راست افراطی، رسالتی ها.» در حالی که همه این تعابیر در انتخابات مجلس پنجم و بعد انتخابات ریاست جمهوری هفتم مطرح بود و نه در انتخابات مجلس چهارم.

سئوال اساسی تر اینکه فضای آن روزها (هم در جامعه و هم در خانواده)، چقدر اجازه می داد که دختری به عنوان دبیر سرویس وارد یک روزنامه (قاعدتا منتقد) بشود و چنان آزاد باشد که بتواند برای خودش «خلوتکده» درست کند و با معشوقش، به آن بخزد؟ طوری که کم­ کم همه همکارانش متوجه شوند و...

و اساسی تر از همه این ها، اینکه مگر قرار نبوده ما داستان پایان یک مرد را بخوانیم؟ چرا دخترش، «فرانک» می شود شخصیت برجسته و محمل اصلی پیشروی داستان؟ اگر فرانک را از داستان بگیریم، چه می ماند از آن «مرد»ی که قرار بوده تمام شود؟ یا اصلا همین دختر، عصاره آن مرد است و «فرجام»ش، فرجام او؟

باز هم می توان سئوال کرد که چرا آدم های روزنامه منتقدی که مدیرش را دستگیر و بازجویی می کنند، تا این حد خاله زنک و نامرد و حریص اند؟ یا پرسید بود و نبود شخصیت هایی مانند پروانه و فرنگیس چه تفاوتی در سرنوشت داستان ایجاد می کرد؟

بی انصافی است اما اگر از ایده درخشان «بهروز» یاد نشود. ایده ای که البته کامل متولد نمی شود و مانند یک داستان کوتاه فرعی جذاب، وسط داستان اصلی خودنمایی می کند و فقط با چسب نام های مشترک به کل روایت، ربط پیدا می کند.

در مجموع می توان گفت «پایان یک مرد» رمان خوبی می شد، اگر اصرار نداشت در بستر یک محمل عینی عمدتا سیاسی جلو برود. اما این اصرار باعث شده که ما با داستانی مواجه باشیم که سیاسی نیست (و ظاهرا چنین ادعایی هم ندارد) و در عین حال، فضای غیرسیاسی هم ندارد یا آن قدر کوچک است که به چشم نمی آید. یعنی داستان نمی تواند نسبت درستی بین فضای سیاسی و چارچوب زندگی آدم هایش تعریف کند و آدم های داستان فقط در فضای سیاسی (آن هم نادرست) تعریف می شوند و خارج از آن هویتی ندارند. 

اطلاعات کتاب: از محصولات امسال نشر مرکز است که در تابستان گذشته، چندبار صدر فهرست پرفروش های ادبیات داستانی فارسی را از آن خود کرد. به معمول چند سال اخیر، طراحی جلد رمان را استاد ابراهیم حقیقی انجام داده که باید آن را از نقاط قوت کتاب دانست.

نویسنده: فریبا کلهر

ناشر: مرکز

قطع: رقعی

شابک: 6-027-213-964-978

قیمت: 218 صفحه، 4900 تومان

نوشته علی نیلی

نویسنده: فریبا کلهر - ۱۳٩٠/۱٠/۳ نظرات ()



«شوهر عزیز من» در راه آمدن/ فریبا کلهر «عاشقانه» را می‌نویسد

فریبا کلهر که رمان «شوهر عزیز من» را در حال انتشار دارد، به نگارش رمان «عاشقانه» و رمان نوجوان «سی‌سا سیاوش» مشغول است.
 کلهر با اشاره به نگارش چهارمین رمان بزرگسال خود با عنوان «عاشقانه»، به خبرنگار بخش کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: این رمان برای خود من کار جدیدی است و یک عاشقانه است که در آن دارم روی عشق به طور کامل تمرکز می‌کنم. رمان به عشق معمولی بین دو نفر می‌پردازد و به مسائل سیاسی و اجتماعی کاری ندارد.
 او افزود: فعلا عنوان «عاشقانه» را روی این رمان گذاشته‌ام و شاید همین عنوان باقی بماند.
  این نویسنده همچنین با اشاره به در دست چاپ بودن رمان «شوهر عزیز من» گفت: این رمان به نوعی سه‌گانه‌ی دو رمان پیشین من یعنی «پایان یک مرد» و «شروع یک زن» است و آن‌ها را کامل می‌کند. گره خوردن زندگی اجتماعی با زندگی عاطفی را در آن می‌بینیم و ماجرای آن در 10 سال اول انقلاب یعنی سال‌های 50 تا 60 روایت می‌شود.
 او ادامه داد: شخصیت این رمان، یک زن به عنوان من راوی است و در جریان انقلاب رشد می‌کند.
 کلهر سپس با اشاره به رو به پایان بودن نگارش رمان «سی‌سا سیاوش» گفت: چند سالی است که روی این رمان کار می‌کنم و مراحل پایانی خود را از سر می‌گذارند. این رمان فانتزی است که با رئال شروع می‌شود و به فانتزی ختم می‌شود.
 او همچنین افزود: شخصیت اصلی این رمان، نویسنده‌ای است که خواهرزاده‌اش درگیر یک اسطوره می‌شود و نویسنده تلاش می‌کند او را از اسطوره نجات دهد.

نویسنده: فریبا کلهر - ۱۳٩٠/٩/٢٦ نظرات ()



پرفروش‌های داستان ایرانی

به گزارش خبرنگار ادبی سینما پرس، فروشگاه مرکزی شهر کتاب در ماه گذشته، میزبان مخاطبان داستان های ایرانی بود.

بر همین اساس، «پایان یک مرد» فریبا کلهر، از نشر مرکز، عنوان پرفروش ترین داستان ایرانی را به خود اختصاص داد. همچنین، «کتاب ویران» از ابوتراب خسروی از سوی نشر چشمه، «چهارچهارشنبه و یک کلاه گیس» از بهاره رهنما از نشر چشمه، «با گارد باز» از حسین سناپور و «برف و سمفونی ابری» از پیمان اسماعیلی توانستند روی گیشه این مرکز بدرخشند.

از میان داستان های خارجی نیز، « پس از تاریکی» ـ«هاروکی موراکامی» با ترجمه مهدی غبرایی، «الفبای تقلب» کار گروهی نویسندگان با ترجمه حسین یعقوبی، «بینایی» اثر «ژوزه ساراماگو» به ترجمه حبیب گوهری راد و «ژنرال در هزارتوی خود» اثر «گابریل گارسیا مارکز» هوشنگ اسدی از نشر ثالث در میان رمان ها و داستان های خارجی مورد توجه مخاطبان قرار گرفتند.

«حفره ها» اثر گروس عبدالملکیان از نشر چشمه و «سوختن در آب، غرق شدن در آتش» از «چارلز بوکفسکی» با ترجمه پیمان خاکسار مجموعه اشعار مورد توجه مخاطبان بودند.

«نمایشنامه های زنانه ایران» اثر فروغ یزدان آشوری و جواد انصاری از سوی نشر رابعه خوب فروخت.

نویسنده: فریبا کلهر - ۱۳٩٠/٩/٢۱ نظرات ()



فقط ابی نیست که این روزها حال و هوای دیگری دارد!

این روزها همه اش کز کرده ام و دوست دارم در جاهای کوچک بخوابم.در فاصله ی میان کمد و تختخواب. کنار مبل و میز تلویزیون. دوست دارم جایم بقدری کوچک و تنگ باشد که پاهایم را توی شکمم جمع کنم و بشوم جنینی که فقط با بند ناف صدرا به دنیا متصل است.

این روزها تحمل ندارم چیزی سفت و سخت بهم بچسبد. حتی این ده تا ناخن کاشته شده که حاصل زحمت و عرق ریزی سه تا مانیکوریست حرفه ای و هدر رفتن چهار ساعت از عمرم است.

این روزها دوست دارم هفت ساله بشوم و روزی ده بار بروم توی صندوقخانه ی تاریک و نمور خانه ی پدری و قلکم را از زیر خاک هایش بیرون بیاورم و سکه هایش را هی بشمارم ببینم چیزی اضافه و کم شده یا نه.

این روزها زود گریه ام می گیرد. زود فحش می دهم . زود می گویم گور پدر هر چی قصه ی کودک و بزرگسال. گور پدر مصاحبه و کتاب های پر فروش و جایزه های دولتی و غیر دولتی و سه گانه و داوری و نقد و بانک اطلاعاتی پیشگامان ادبیات کودک.

این روزها دوست دارم بزنم زیرهمه چیز. زیر پیام و رسالت و ته نشست داستان. زیر دوازده سال سردبیری سروش کودکان. زیرجایزه ها،تقدیرنامه ها. زیربازگشت به بیست و دوسالگی، گرگدن های فیلسوف،ومصرعی که می گفت: در دل اندیشه ی دل دیدن توست...و زیرِ زیرِ همه چیزهایی که هر جور فکرش را بکنی زیرکی دارند!

این روزها می خواهم بشوم فرانک کتاب پایان یک مرد و هی از مهران قصه بپرسم با عشق های کهنه چه می کنند بی آنکه مهران از من بپرسد با مقنعه های کهنه چه می کنند؟

این روزها دوست دارم تمام کرم های زیبایی و مرطوب کننده و ضد آفتابم را خالی کنم توی دستشویی و هیچوقت هم نروم بهترش را بخرم.

این روزها می خواهم فراموش کنم سیگار از مد افتاده و شروع کنم به سیگار کشیدن. هی سیگار بکشم و هی به عکس ریه ی درب و داغون روی پاکت سیگار نگاه کنم  و بگذارم ریه ی نازنینم دود آلود شود.

این روزها من حس و حال دیگری دارم واگر نبود صدرا هیچ چیز به دنیا وصلم نمی کرد!

نویسنده: فریبا کلهر - ۱۳٩٠/٩/۱۸ نظرات ()



نگاهی به شروع یک زن

سودابه فرضی‌پور: شروع یک زن؛ روایت زندگی اعتقادی، سیاسی، خانوادگی و احساسی یک زن است.

زنی که در خارج از کشور زندگی می کند و در سفری به ایران هم شاگردی خود«بهرام» را می یابد.

دیدارهای او و بهرام باعث می شود بین این دو احساسی به وجود بیاید.

آنچه رمان را خواندنی می کند نثر و زبان شسته رفته و صمیمی است. نویسنده بدون اینکه ابراز فضل کند و بخواهد آموخته های خود را در زمینه ی داستان و ادبیات به رخ خواننده اش بکشد؛ فضایی صمیمی می سازد و با دغدغه ی قصه گویی به روایت زندگی زن و حاشیه های آن می پردازد و از این منظر موفق عمل می کند.

ورود ناخواسته ی پروین به دنیای سیاست و خروج خواسته اش از این دنیایی که برای آن ساخته نشده، در داستان خوب درآمده و خوش نشسته.

و همین طور دنیای اعتقادی پروین و نمادی قدرتمند مثل نیمکت امام زمان هم جزو محاسن کار است.

زندگی خانوادگی پروین  دچار تزلزل شده و طالب جدایی است، بی آنکه خود بداند چرا همسرش را نمی خواهد. در قسمتی از داستان به کلام زرتشت اشاره می کند که« کمی کین خواهی انسانی تر است از هیچ» و این را دلیلی می آورد برای ناسازگاری با همسر و زندگی اش.

در عمل و دیالوگ شخصیت نوعی بی قیدی البته نه از نوع لاابالی گری می بینیم. شخصیت زن با آن که کودکی دارد و زندگی ای، کمی باری به هرجهت رفتار می کند و در اکثر مواقع رفتارش بیشتر به نوجوانان می ماند تا زنی جاافتاده.

اینها البته ضعف شخصیت هست اما ضعف شخصیت پردازی نیست. چرا که ظاهرا نویسنده خواسته که سرگشتگی و بی ثباتی درونی شخصیت را نشان دهد، که در این صورت موفق بوده است.

اما آنچه که در تمام داستان ذهن خواننده را مشغول می کند نوع احساس زن به اطرافیان و محرک های بیرونی است.

تا پایان داستان در نمی یابیم که زن«پروین» به بهمن، بهرام، سارینا، پروین اولیایی و ... چه حسی دارد؟ و این نوعی سردرگمی برای خواننده به وجود می آورد. از این رو تحول شخصیت هم ناشناخته باقی می ماند. گرچه تحولی شکل می گیرد اما از چه به چه و از کجا به کجایش چندان برای خواننده مفهوم نیست.

و اینکه «پروین» چه می خواهد؟ از که می خواهد؟ اصلا مساله اش چیست؟ اینها سئوالاتی ست که چون بی جواب می مانند و چون از احساس و دغدغه های شخصیت اصلی هرچه کمتر می دانیم سخت تر همراهش می شویم و درکش می کنیم. و این شروع هم نافرجام و ناتمام می ماند انگار.

نویسنده: فریبا کلهر - ۱۳٩٠/٩/۱٧ نظرات ()



ناگفته ها (6)

امروز با صدرا جلو مسجد گیشا بودیم و مثلا برای امام حسین عزاداری می کردیم. خواهر کوچکترم فلورا که به شیوه ی فیلم مادر علی حاتمی به او آبجی کوچیکه می گوییم زنگ زد و پرسید می آیی برویم گلزار.رفتیم گلزار. پیش مادرم که سال 74 در تصادفی کوچک سر خیابان بیستم گیشا فوت کرد.کاری ندارم که این اتفاق چقدر عجیب و دردآور بود. آن موقع همه ی خواهرها و برادرها انتخاب شعر برای سنگ قبر را به من سپردند و من به آقای رحماندوست. منتظر شعر متفاوتی بودم که از بین صدها بیت شعر شاعران قدیم و جدید می شد انتخاب کرد. اما آقای رحماندوست خودش شعری برای مادر من مهرانگیز سرود که بی نظیر است:

این خاک که از صفای دل لبریز است      باغی است که از شکوه،مهرانگیز است

افسوس که آن بهار  شادی آور               امروز اسیر پنجه ی پاییز  است

می خواهم بگویم آقای رحماندوست همیشه در غم ها و گرفتاری ها  کنارم بوده است.می خواهم بگویم این یکی از ده ها کاری است که او برای من انجام داده است.

نویسنده: فریبا کلهر - ۱۳٩٠/٩/۱٥ نظرات ()



مطالب قدیمی تر »